خانه ات هر کجای دنیا که باشد

خانه ای کنار لبهای تو می سازم

برای بوسه های آواره ی خیالم ...




نوشته شده در 91/03/25ساعت توسط مریم| |


هر روز دلم در غم تو زار تر است

وز من دل بی رحم تو بی زار تر است...




نوشته شده در 91/03/15ساعت توسط مریم| |


عاشق لحظه هایی هستم که می پرسی چرا حالت بده !؟


مگه دلیل دیگه ای هم جز نداشتن تو وجود داره !!




نوشته شده در 91/03/15ساعت توسط مریم| |


انگشت به دیوار می سایم

خرداد را داد می زنم

آنقدر رفته ای که

روزها زیر قدمهایت تمام شدند

هرچه مانده شبهای بی مهتاب است

و زوزه گرگهای عاشق

از من سایه ای بی دل بر زمین مانده است

از تو دوره گردی که گاهگاه

بالای همین کوهها دل می شکند ...





نوشته شده در 91/03/05ساعت توسط مریم| |


مانده ام


با سازی شکسته تر از دلم


که سکوت بی قرار من را


برای عابران فریاد می زند ...

نوشته شده در 91/03/05ساعت توسط مریم| |


آغوش تو پرتگاهی است


برای من که گاهگاه


هوس سقوط می کنم ...



نوشته شده در 91/03/05ساعت توسط مریم| |


می ترسم !


از وزش بادهایی که بی هنگام


مرا به دیار فراموش شدگان می کشد


و تو قهقه پیروزمندانه سر می دهی


که عشق سرابی بیش نبود ...



نوشته شده در 91/03/05ساعت توسط مریم| |