وقتی آدم از حرف زدن خسته می شه فقط می خواد گوش بده ...
+ می شنوم
وقتی آدم از حرف زدن خسته می شه فقط می خواد گوش بده ...
+ می شنوم
چه غريب ماندي اي دل , نه غمي نه غمگساري
نه به انتظار ياري , نه ز يار انتظاري
غم اگر به کوه گويم , بگريزد و بريزد
که دگر بدين گراني , نتوان کشيد باري
چه چراغ چشم دارد دلم از شبان و روزان
که به هفت آسمانش نه ستاره ایست باری
دل من چه حيف بودي که چنين ز کار ماندي
چه هنر به کار بندم که نماند وقت کاري
نرسيد آن که ماهي به تو پرتوی رساند
دل آبگينه بشکن که نماند جز غباري
همه عمر چشم بودم که مگر گلي بخندد
دگر اي اميد خون شو که فرو خليد خاري
سحرم کشيده خنجر , که چرا شبت نکشته است
تو بکش که تا نيفتد دگرم به شب گذاري
...
+ ه. الف. سایه
روی دیوار ،
روی سایه ای که به جا مانده از تو
چشم می کشم و دهانی که بخندد
به این همه انتظار
این خانه بعد از تو فقط دیوار است
و تکه ذغالی که خط می کشد
نیامدنت را ...
تنهاییم را در آغوش گرفته ام
طمع تلخ لبهایش، هزار بار
به شهد لبهایت می ارزد
وقتی پشت این بوسه های مهربان
دندان هایت برق می زنند...
قسمتی از متن منشور کوروش...
من از امروز که تاج سلطنت را بر سر نهادم تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد
هرگز سلطنت خود را بر هیچ ملتی تحمیل نخواهم کرد و هر ملتی آزاد است که مرا به سلطنت خود قبول کند
یا نکند و هر گاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند من برای سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد .
من تا روزی که پادشاه ایران هستم نخواهم گذاشت کسی به دیگری ظلم کند و اگر شخصی مظلوم واقع شد
من حق وی را از ظالم خواهم گرفت نخواهم گذاشت مال غیر منقول یا منقول دیگری را به زور یا به طریق دیگر
بدون پرداخت بهای آن و جلب رضایت صاحب مال تصرف نماید و من تا روزی که زنده هستم نخواهم گذاشت که
شخصی دیگری را به بیگاری بگیرد و بدون پرداخت مزد وی را به کار وادارد.
من امروز اعلام میکنم که هر کسی آزاد است که هر دینی را که میل دارد بپرستد و در هر نقطه که میل دارد
سکونت کند مشروط بر اینکه در آنجا حق کسی را غصب ننماید و هر شغلی را که میل دارد پیش بگیرد و مال
خود را به هر نحو که مایل است به مصرف برساند مشروط بر اینکه لطمه به حقوق دیگران نزند . هیچ کس را
نباید به مناسبت تقصیری که یکی از خویشاوندانش کرده مجازات کرد . من برده داری را برانداختم و به بدبختی
های آنان پایان بخشیدم . من تا روزی که به یاری مزدا زنده هستم و سلطنت میکنم نخواهم گذاشت که مردان
و زنان را به عنوان غلام و کنیز بفروشند و حکام و زیر دستان من مکلف هستند که در حوزه حکومت و ماموریت
خود مانع از فروش و خرید مردان و زنان بعنوان غلام و کنیز بشوند و رسم بردگی باید به کلی از جهان برافتد از
مزدا خواهانم که مرا در راه اجرای تعهداتی که نسبت به ملت های ایران و بابل و ملل چهار جانب جهان بر
عهده گرفته ام موفق گرداند .
+ این نحوه حکومت قبل از ورود اسلام به ایران رو با حالا مقایسه کنید !!!
خلاصه عشق همین است
دلی را بر صلیب می کنیم ،
تا یادمان نرود،
عاقبت خوب بودن را ...
رفتنت را
وقتی باد لابه لای گیسوانم
به دنبال انگشتانت می گشت
حس کردم ...
+ و من مسافرم ای بادهای همواره ...
بدرود تا آدینه ای که بازگردم ...