چشمهای بهار
نیامده باریدن گرفت
نغمه ی دستان تو که خاموش شد ...
+ برای استاد عزیزم جلال ذوالفنون ( روحش شاد )
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۱۲/۲۹ ساعت توسط مریم
|
چشمهای بهار
نیامده باریدن گرفت
نغمه ی دستان تو که خاموش شد ...
+ برای استاد عزیزم جلال ذوالفنون ( روحش شاد )
سلام به همه دوستای خوبم
ببخشید که دیر به دیر سر می زنم در تدارک سفرم
تا چند روز دیگه دارم می رم مکه ببخشید که اینجوری ازتون خداحافظی می کنم
فکر کنم تو اینجور مواقع باید گفت حلالم کنید ...
در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم
بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم