چهره ام را فراموش کرده ام


این آینه فقط صورت تو را نشان می دهد ...





خیال می کنم معشوقه شده ام ، کنارت ناز می کنم و می رقصم


خیال می کنم عاشق شده ای ، خیال می کنم و فقط خیال می کنم


عبور که می کنی باز من همان عاشق تنها می شوم که جز قلم هم صحبتی ندارد


کنارم می رقصد و این کاغذ را سیاه می کند می رقصد و تو را به رخم می کشد و احساس


نداشته ات را به من . . .



من رفته ام


تو مانده ای


او کنار تو نشسته است


صرف این افعال


جریمه هر شب من است ...