تبليغ يا...
اين روزها بازار انتخابات داغ داغه و همه جا بحث، بحث سياسي. جديدا همه كارشناس سياسي شدند
و راجع به همه چيز نظر مي دهند از اوضاع داخلي و خارجي و روابط بين الملل گرفته تا....
تبليغات هم كه جاي خودش رو داره از عكس و پوستر و كليپ و بنر هاي سر به فلك كشيده گرفته تا....
اين وسط گروهي از هنرمندان هم بيكار ننشستند و به حمايت از نامزد مورد نظر خود دست به قلم
بردند،شعر سرودن و آهنگ ساختند، آواز خواندند و خلاصه كارها كردند كه البته قابل تجليل و تحسين
است.و اما چه مي شود گفت از كساني كه از هنر بقيه به نفع خودشان بهره برداري كردند!!!
واقعا جاي تاسف داشت وقتي شنيدم يكي از كارهاي ارزشمند جناب آقاي پژمان طاهري كه بي شك
آثار ايشان براي همه اهالي موسيقي شناخته شده است بدون اطلاع خودشان استفاده تبليغاتي
شده و منتشر شده است.خيلي برايم درد آور بود اثري كه در زماني ديگر با حال و هواي خاص خودش
ساخته شده حال اينگونه با كيفيت پايين به صورت كليپ درآمده و براي تبليغ و مسائل سياسي از آن
بهره برداري شده است. اثري كه به عنوان ايران كهن و در تاييد مير حسين موسوي با صداي شهرام
ناظري پخش شده است. در گفتگوي كوتاهي كه با خود استاد داشتم فرمودند كه اينكار جز اثار منتشر
نشده ايشان است كه در اگوست 2004 ضبط شده و شعر آن از فريدو ن مشيري است كه در زمان اشغال
خرمشهر سروده شده و خود استاد اين اثر را با آن حال و هوا ساخته اند. متاثر شدم وقتي خود استاد
مي گفتند با توجه به همه اعتراضي كه در كار هاشون هست هيچوقت دوست نداشتند كه كارشون با
سياست ادغام بشه و وقتي من دم از اعتراض زدم اين جملات را از ايشان شنيدم :
گلچهره : من جاي شما بودم ساكت نمي موندم
طاهري: من اگر بخوام حرف بزنم ميشه يك كتاب ولي من خلوتم رو دوست دارم
طاهري : حرفهام رو با كارهام مي زنم نه در روزنامه ها
گلچهره: ولي در اين مورد ... !!!
طاهري : اين كاريه كه من ساختم ديگه حرفي ندارم در مورد آن
حرفام رو اگر حرفي بوده در همين آهنگ گفتم حالا سرو صدا كنم كه چي بشه؟!
طاهري: بيشتر خودم آزرده مي شم...
تبليغ به قيمت نابود كردن حال و هواي اثر هنرمندي كه زمان ساختنش اين، همه احساس و عقايد و
تمام وجودشان بوده ...
جز تاسف حرف ديگري نمي ماند!
http://www.youtube.com/watch?v=5UIAvggGI30