امروز سازم نوای باران داشت
بارانی سرد خون دلم را می شست
و نسیمی خنک آن را بر باد می داد
امروز در چهارشنبه ترین آبان
چهار بار بر هر چه که هست تکبیر زدم
و با خدای نادیدنی عکس یادگاری گرفتم
چشمهایی هدیه گرفتم باز تر از باز
و دهانی پر از اکسیژن و فریاد
دیگر دستهایم نمی لرزد
وقتی دلم را می فشارند ...
+ بلاغت غم من انتشار خواهد یافت
اگر که متن سکوت مرا کتاب کنید
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۰۸/۲۰ ساعت توسط مریم
|