قدمها چشم انتظار نیامدن
چشمها به راه نرفته
و راه ها خود مسافرند
نازنین ما نازت را ناز کشیده ایم
نازنین ما غربتت را خریده ایم
با صدای بهار جوانه زدیم
و زیر پای پاییز خرد شدیم
نمی دانم با کدام برف زمستان
در گرمای دستانت محو خواهیم شد ...
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۰۸/۲۳ ساعت توسط مریم
|