ماه من!

 

تنهایی شبهایت را من گریسته ام

 

سحر های رفتنت را به سوگ، من نشسته ام

 

و تو خورشید وار برای که سوختی!؟

 

ماه من!

 

نیامده از کدام ستاره گفتی

 

که خاموشی، عمر رفته ام را آغوش گرفت

 

ماه من!

 

خیال سحر ندارد دیگر این شبهای بی مهتاب

 

 

 

 

 + برای او که امروز همدرد من است